الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

76

كفاية الأصول ( فارسى )

تشريح المسائل * حاصل مطلب در « ليس المعنى فى كلمة ( من ) و لفظ ( الابتداء ) مثلا الّا الابتداء » چيست ؟ بيان رأى حضرت آخوند است پس از اشكالاتى كه به رأى مشهور و جناب تفتازانى وارد نمود و آن اينست كه : معناى كلمهء ( من ) و كلمهء ( الابتداء ) هر دو ابتدائيت بوده و هر دو هم در همين استعمال مىشود ، به اين معنا كه ابتداء حرفى و ربطى كه از ( من ) استفاده مىشود ، با ابتداء اسمى كه از لفظ ( ابتداء ) فهميده مىشود ، تفاوتى ندارند . همان‌طور كه در نحو نيز مىگويند . ( من ) للابتداء و ( على ) للاستعلاء و نمىگويند : ( من ) للابتداء الملحوظ و يا ( على ) للاستعلاء المتصوّر . به عبارت ديگر : لحاظ المعنى ، چه به لحاظ الى كه در حروف وجود دارد و چه به لحاظ استقلالى كه در اسماء وجود دارد ، خارج از معناى اسماء و حروف است ، و تنها شرط وضع و استعمال مىباشد . * عبارة اخراى مطلب اخير به نظر شما چيست ؟ اشاره به تفاوتى است كه ميان ابتداء حرفى و ابتداء اسمى وجود دارد و آن اينست كه : ابتداء حرفى به عنوان آليّت و ربط استعمال مىشود و لكن ابتداء اسمى مستقل است . * پس مراد از « كما لا يكون لحاظه فيه موجبا لجزئيّته فليكن كذلك فيها » چيست ؟ اينست كه : همان‌طور كه در ابتداء اسمى قيد ( فى نفسه ) و ( مستقلا ) را در مستعمل فيه لحاظ نمىكنند تا موجب جزئيت مستعمل فيه شود و ما وضع عام و موضوع له عام داريم هكذا در ابتداء حرفى هم قيد ( آلة ) و ( فى غيره ) را نبايد در مستعمل فيه اعتبار نمود تا سبب جزئى بودن آن شود . خلاصه مطلب اينكه : همان‌طور كه لحاظ معنا در اسم سبب جزئيت آن نمىشود و ما وضع عام و موضوع له عام داريم ، در حروف نيز لحاظ معنا سبب جزئيت آن‌ها نمىشود . پس : وضع در حروف و اسماء مجانس آن‌ها عام و موضوع له و مستعمل فيه آن‌ها عام است . * حاصل مطلب در « على هذا لم يبق فرق بين الاسم و الحرف فى المعنى . . . الخ » چيست ؟ بيان يك اشكال است بر نتيجه‌اى كه مرحوم آخوند از تحقيقات خود در رابطهء با حروف گرفتند و آن اينست كه :